jili22

خلاصه الهیات سنت توماس آکویناس جلد 2

پرسش 11: لذت بردن، یک عمل اراده

1. آیا لذت بردن یک عمل قدرت اشتها است؟ - 2. آیا این عمل فقط برای مخلوق معقول مناسب است یا برای حیوانات نیز؟ - 3. آیا ما فقط از پایان نهایی لذت می بریم؟ - 4. آیا فقط در صورت تملک غایت لذت است؟

ماده 1: آیا لذت بردن از قدرت اشتها است؟

ایرادات:

1.
به نظر نمی رسد. کلمه «لذت بردن» در واقع، با توجه به ریشه شناسی آن (frui) به نظر می رسد معنایی جز چیدن میوه (fructum capere) نداشته باشد. اما این هوش است که این ثمره زندگی انسان را درک می کند که سعادت است که همانطور که نشان دادیم در عملی از این هوش است. بنابراین عمل لذت بردن از هوش ناشی می شود نه از اشتها.

2 . هر قوه غایت خود را دارد که کمال آن است; مانند بینایی برای درک آنچه قابل مشاهده است، برای شنیدن برای شنیدن صداها، و همچنین برای سایر قوا. حالا عاقبت یک چیز میوه اش است. بنابراین عمل لذت بردن برای همه قدرتها مناسب است و نه فقط اشتها.

3 . عمل لذت بردن شامل لذت خاصی است. اما لذت معقول از حسی ناشی می شود که از شیء خود لذت می برد; و به همین دلیل، لذت فکری مربوط به هوش است. پس لذت بردن، قدرت شناخت است نه اشتها.

با این حال:

اس. آگوستین تأیید می کند که "لذت بردن به معنای پایبند بودن از روی عشق به یک چیز به خاطر خودش است." اکنون عشق از نیروی اشتها می آید. بنابراین برای عمل لذت بردن باید یکسان باشد.

نتیجه:

به نظر می رسد واژه «ثمره» و «ثمره» به یک چیز اشاره دارند و از یکدیگر مشتق شده اند. علاوه بر این، ترتیب این اشتقاق برای ما مهم نیست، جز این که محتمل تر به نظر می رسد که ابتدا آنچه را آشکارتر است تعیین کرده ایم. اما این نزدیکترین چیزها به حواس است که ابتدا به ما ضربه می زند. بنابراین به نظر می رسد که کلمه "ثمر" از میوه هایی است که ما از طریق حواس درک می کنیم. از طرفی میوه حساس همان چیزی است که ما از درخت انتظار داریم و با لذت خاصی می چینیم. همچنین به نظر می رسد که ثمربخشی مربوط به عشق یا لذتی است که فرد نسبت به پایان انتظار خود که پایان است، احساس می کند. اکنون غایت، مانند خیر، موضوع قوه اشتها است. بنابراین بدیهی است که لذت بردن عملی از این قدرت است.

راه حل ها:

1
. هیچ چیز مانع یک واقعیت واحد، که از جنبه های مختلف در نظر گرفته می شود، در ارتباط با قدرت های مختلف نیست. بنابراین، خود رؤیت خداوند، یعنی همان رؤیت، یک عمل هوشمندانه است. اما از آنجایی که خیر و غایت را تشکیل می دهد، موضوع اراده است و به این ترتیب، ثمره آن است. بنابراین هوش به عنوان یک نیروی فعال به این هدف می رسد، در حالی که اراده آن را به عنوان چیزی که به سمت پایان حرکت می کند، و چیزی که پس از به دست آمدن از غایت لذت می برد، به آن می رسد.

2 . قبلاً گفتیم که کمال و غایت قوای غیر از اشتها، در ذیل مفعول دومی به مثابه چیزی که مقتضی تحت امر رایج است، موجود است. در نتیجه، کمال و غایت هر قدرتی، تا آنجا که خیر معینی باشد، متعلق به اشتها است. به همین دلیل است که اشتها قوای دیگر را بر غایت خاص خود اعمال می کند و خود زمانی که هر یک از دیگران به غایت خود رسیده اند به قدرت خود می رسد.

3 . لذت دو عنصر دارد: کمال مقتضی که از قوه ی شناخت است. و از خود راضی بودن در آنچه به عنوان مناسب برای موضوع ارائه می شود. این عنصر آخر به قدرت اشتهائی مربوط می شود که لذت در آن تحقق می یابد.

ماده 2: آیا لذت فقط مختص مخلوق عاقل است یا حیوانات نیز؟

ایرادات:

1.
به نظر می رسد لذت بردن مختص مردان است. برای اس. آگوستین می نویسد: «به ما مردان بستگی دارد که از آن لذت ببریم و استفاده کنیم.» بنابراین حیوانات دیگر نمی توانند لذت ببرند.

2 . از پایان آخر لذت می بریم. اما جانوران نمی توانند به چنین هدفی دست یابند. بنابراین لذت بردن در اختیار آنها نیست.

3 . اشتهای طبیعی تابع اشتهای حساس است، چنانکه دومی تابع اراده است. پس اگر لذت بردن متعلق به اشتهای حساس است، به نظر می رسد که می تواند متعلق به اشتهای طبیعی نیز باشد. اما این نادرست است، زیرا این اشتها بدون لذت است. بنابراین لذت در اشتهای حساس یافت نمی شود و بنابراین برای حیوانات مناسب نیست.

با این حال:

اس. آگوستین اظهار می کند: "این تصور که حیوانات خود از غذا و هر لذت بدنی دیگر لذت می برند، بیهوده نیست."

نتیجه گیری:

از آنچه قبلاً ثابت شد چنین برمی‌آید که بهره‌مندی، عمل قدرتی نیست که با اجرای آن به غایت می‌رسد، بلکه آن چیزی است که به اجرا دستور می‌دهد. در واقع گفته شده است که این عمل نیروی اشتها است. اکنون در میان موجودات فاقد دانش، نیرویی را می‌یابیم که به عنوان مجری، غایت را به دست می‌آورد، مثلاً قدرتی که باعث سقوط اجسام سنگین و بالا آمدن اجسام سبک می‌شود. اما در میان آنها قدرتی که فرمان می دهد نمی یابیم; این جایگاه در طبیعت برتری دارد که به دستور خود کل طبیعت را به حرکت در می آورد، به گونه ای که اشتها در موجودات دارای علم، سایر قوا را بر اعمال آنها اعمال می کند. بنابراین آشکار است که موجودات خالی از علم، در عین رسیدن به غایت خود، از آن لذت نمی برند. این امتیازی است که برای موجوداتی که دانش دارند محفوظ است.

اما علم به غایت، دو برابر کامل و ناقص است. کامل، نه تنها متضمن شناخت خوب و خوب است، بلکه به دلیل جهانی غایت و خیر نیز دلالت دارد. چنین معرفتی امتیاز موجودات دارای عقل است. علم ناقص غایت مربوط به غایت و خیر در نظر گرفته شده به نحو خاص است و این علم کار حیوانات است. علاوه بر این، قوای اشتهایی در آنها آزادانه فرمان نمی‌دهند. آنها با یک تکانه طبیعی به سمت اشیایی که می گیرند حرکت می کنند. بنابراین لذت با طبیعت عقلانی به معنای کامل کلمه، برای حیوانات به طور ناقص، و به هیچ وجه برای موجودات دیگر مناسب است.

راه حل ها:

1
. اس. آگوستین در اینجا از لذت کامل صحبت می کند.

2 . لزومی ندارد که لذت به غایت نهایی مربوط به خود مربوط باشد، بلکه به آنچه که هر فرد چنین می پندارد، مربوط می شود.

3 . اشتهای حساس به دنبال علم است که در مورد اشتهای طبیعی به ویژه در کسانی که از علم بی بهره هستند چنین نیست.

4 . در برهان مخالف، اس. آگوستین به معنای لذت ناقص است، همانطور که از طریق بیان خود نشان می دهد. او در واقع می‌گوید: «این که فکر کنیم حیوانات لذت می‌برند چندان بی‌معنی نیست»، در حالی که گفتن این‌که آنها استفاده می‌کنند کاملاً پوچ است.

ماده 3: آیا ما فقط از پایان نهایی لذت می بریم؟

اعتراض:

1
. به نظر نمی رسد. زیرا رسول به فیلیمون نوشت: "برادر، این لذت را در خداوند به من عطا کن." اکنون، آشکار است که او غایت نهایی خود را در یک مرد قرار نداده است. بنابراین لذت بردن به این هدف محدود نمی شود.

2. میوه چیزی است که ما از آن لذت می بریم. اکنون، س. پولس می گوید (غز 5:22): "ثمره روح، عشق، شادی، صلح است" و غیره، که پایان نهایی ندارند. بنابراین لذت برای پایان نهایی محفوظ نیست.

3 . اعمال اراده می تواند در خود تأمل کند. بنابراین من می خواهم بخواهم و دوست دارم دوست داشته باشم. حال لذت بردن یک عمل اراده است. این قوه در واقع، به قول آگوستین قدیس، «آن چیزی است که ما از آن لذت می بریم». در نتیجه فرد می تواند از لذت خود لذت ببرد. اما این غایت نهایی انسان نیست که فقط خیر مخلوق است، یعنی خدا. بنابراین لذت بردن به پایان نهایی محدود نمی شود.

با این حال:

اس. آگوستین تأیید می کند: "کسی لذت نمی برد اگر آنچه اراده در اختیار می گیرد برای چیز دیگری خواسته شود." با این حال، تنها غایت نهایی از این شرایط فرار می کند. بنابراین تنها لذت بردن از پایان نهایی وجود دارد.

نتیجه:

مفهوم میوه، چنان که گفتیم، بر دو چیز دلالت دارد: آخری بودن آن و اینکه اشتها با شیرینی و لذت خاصی روی آن باشد. اما غایی بودن دو راه دارد: مطلقاً، یعنی بدون ارتباط با چیز دیگری، و به طور نسبی، غایی بودن فقط برای چیزهای خاص. بنابراین چیزی که مطلقاً غایی است، که ما از آن لذت می بریم، همان چیزی است که ما به درستی آن را میوه می نامیم. و این چیزی است که، به طور دقیق، ما از آن لذت می بریم.

برعکس، چیزی را که به خودی خود لذیذ نیست، بلکه برای چیز دیگری میل می کند، مانند معجون تلخ برای سلامتی، به هیچ وجه نمی توان آن را میوه نامید. در مورد چیزهایی که در خود لذت خاصی دارند و برخی چیزهای قبلی دیگر به آنها مربوط می شود، ممکن است به نحوی آنها را میوه بنامیم، اما نخواهیم گفت که از آنها مطابق معنای کامل کلمه لذت می بریم. . به همین دلیل است که آگوستین مقدس می‌گوید: «ما از چیزهایی که می‌شناسیم لذت می‌بریم و اراده در آنها با لذت است.» اما مطلقاً فقط در غایت است، زیرا تا زمانی که ما منتظر چیزی هستیم، حرکت آن در حالت تعلیق باقی می‌ماند، اگرچه قبلاً به نقطه خاصی رسیده است. مانند حركت موضعي كه ميانه مسافت، گرچه آغاز و پايان است، تنها زماني مي تواند به عنوان پايان عمل در نظر گرفته شود كه انسان در آنجا استراحت كند.

راه حل ها:

1
. همانطور که اس. آگوستین بیان می کند، "اگر پولس می گفت: "این لذت را به من عطا کن"، بدون اینکه اضافه کند: "در خداوند"، به نظر می رسید که پایان لذت خود را در فیلیمون قرار می داد. اما از این واقعیت که او اضافه کرد " در خداوند" منظور او این بود که در این یکی پایان داد.بنابراین او می خواست بگوید که از برادرش لذت می برد، نه به عنوان یک اصطلاح، بلکه به عنوان یک

واسطه. ما میوه را با درختی که آن را تولید می کند و با مردی که از آن لذت می برد مقایسه می کنیم. نسبت به درخت معلولی است که درخت علت آن است; در رابطه با مردی که از آن لذت می برد، یک اصطلاح نهایی مورد انتظار و لذت بخش است. کالاهایی را که رسول در اینجا برمی شمارد، میوه نامیده می شوند، زیرا آنها آثار روح القدس در ما هستند (به همین دلیل است که آنها را میوه های روح می نامند)، اما نه به این دلیل که ما از آنها به عنوان یک غایت لذت می بریم. مگر اینکه با اس امبروز بگوییم که آنها را میوه می نامیم «زیرا باید برای خودشان خواسته شود»، نه قطعاً با اجتناب از پیوند دادن آنها به سعادت، بلکه به این دلیل که آنها در خود دارند - حتی به اندازه ای که شما را خوشحال کنند.

3 . غایت، چنان که گفته شد، می تواند دو چیز را متصور باشد: خود واقعیت، و تصرف در این واقعیت; این در حقیقت دو غایت را تشکیل نمی‌دهد، بلکه یک غایت واحد را تشکیل می‌دهد که به خودی خود در نظر گرفته شده و بر دیگری اعمال می‌شود. بنابراین خداوند غایت غایی است همانطور که واقعیت در جای شطرنجی به دنبال آن است، و لذت غایت نهایی در اختیار گرفتن همین غایت است. پس همان گونه که خداوند و بهره ای که از او داریم دو غایت نمی کنند، به همین ترتیب، ما از خدا و بهره الهی بهره مند می شویم. همین امر را باید در مورد سعادت آفریده شده، که شامل لذت است، گفت.

ماده 4: آیا فقط در صورت تملیک غایت، لذت است؟

اعتراض:

1
. بله، به نظر می رسد. برای اس. آگوستین می نویسد: «لذت بردن عبارت است از استفاده با لذت نه امید به یک چیز، بلکه از خود آن چیز». حال، تا زمانی که چیزی را نداشته باشیم، شادی نمی‌آورد، بلکه فقط امید می‌دهد. بنابراین تنها لذت بردن از غایت تملک شده وجود دارد.

2 . همانطور که گفتیم، به درستی تنها لذت از غایت نهایی وجود دارد، زیرا تنها چنین پایانی به اشتها آرامش می دهد. اما او تنها زمانی می تواند استراحت کند که به پایان برسد. بنابراین فقط می‌توان لذت به معنای تحت اللفظی را در رابطه با غایتی که در اختیار دارد وجود داشته باشد.

3 . لذت بردن، چیدن میوه است، اما این تنها زمانی امکان پذیر است که پایان آن از قبل به دست آمده باشد. بنابراین هیچ لذتی بدون این مالکیت وجود ندارد.

با این حال:

اس. آگوستین هنوز هم می گوید: "لذت بردن به معنای پایبند بودن از روی عشق به یک چیز به خاطر خودش است." با این حال، این می تواند حتی با شیئی که ما مالک آن نیستیم نیز اتفاق بیفتد. بنابراین، ما همچنین می توانیم از پایانی که هنوز به آن نرسیده ایم لذت ببریم.

نتیجه گیری:

لذت بردن دلالت بر رابطه معینی از اراده با غایت غایی دارد، تا جایی که اراده چیزی را برای غایت نهایی خود نگه می دارد. اما انسان از دو طریق می تواند غایتی را در اختیار داشته باشد: کاملاً، اگر آن را نه تنها در قصد، بلکه بالفعل در اختیار داشته باشد. به طور ناقص، در موردی که شخص فقط آن را در قصد داشته باشد. بنابراین لذت کامل از پایانی که از قبل واقعاً در اختیار گرفته شده است وجود دارد. اما اگر غایت واقعی نباشد، بلکه فقط در نیت باشد، هنوز لذت ناقصی وجود دارد.

راه حل ها:

1
. اس آگوستین از لذت کامل صحبت می کند.

2. از باقی ماندن اراده مضاعف جلوگیری می شود; یا در طرف شیء، زیرا غایت غایی نیست، بلکه به چیز دیگری سفارش شده است; یا از طرف کسی که خواهان پایان است، اگر هنوز به آن نرسیده باشد. حال این شیء است که به یک فعل نوع می دهد، در حالی که نحوه فعل که فعل را کامل یا ناقص می کند بستگی به شرایط فاعل دارد. فقط لذت نادرست وجود دارد، به عنوان درک ناقص ایده خاص لذت. در حالی که در مورد غایت غایی که تملک نمی شود، لذت به معنای لغوی آن وجود دارد، اما به دلیل شیوه ناقصی که این غایت نهایی تملک می شود، ناقص است.

3 . ما می گوییم که کسی غایت را زمانی دریافت می کند یا در اختیار می گیرد که نه تنها در واقعیت، بلکه حتی زمانی که آن را از روی قصد انجام می دهد، همانطور که قبلاً گفتیم.
۴